سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
یک نکته از هزاران
از امام رضا علیه السلام پرسیده شد : آیا مردم می توانند پرسیدن از چیزی را که بدان نیاز دارند واگذارند؟ فرمود : نه . [یونس بن عبدالرحمان از برخی یارانش]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
حجاب و عفاف ، عاشورا ، مجلس شورای اسلامی ، رئیس جمهور ، دموکراسی ، شرح غزلیات حافظ ، امام حسین علیه السلام ، توجه به معاد ، مردم سالاری دینی ، حکومت اسلامی ، دین سالاری مردمی ، غضنفر ، حضرت علی علیه السلام ، صوفیه ، خانقاه ، عرفان کاذب ، نرخ کالاها ، مشکلات اقتصادی ، سؤال از رئیس جمهور ، اسماعیل ، ابراهیم ، معصومین علیهم السلام ، امامان شیعه ، میرزا جوادآقا طهرانی ، علماء شیعه ، احمدی نژاد ، استخدام زنان ، شهوترانی ، اصرار لاریجانی بر بازگشت دولت به ریل قانون ، دکتر لاریجانی ، رسالت رسانه ای ، عقد موقت ، ابوالفضل علیه السلام ، آب ، تولدم ، برکت عمر ، دختر ، جهیزیه ، توصیه پیامبر صلی اله علیه و آله به کمک برای تامین جهیزیه و سایر ، حجاب و عفاف در خانه و خانواده ، نگاه شهوت آلود ، موسیقی ، لقمه حرام ، ضعف ایمان ، بی غیرتی ، حیا ، تمدن ، سکوت ، نگاه ، سخن گفتن ، اسلام رفاقتی ، ابوعبیده جراح ، حرامخوران عاشورایی ، کسب حرام ، کسب حرام و کمرنگ شدن ارزشهای دینی و اخلاقی ، امام زمان عجل الله فرجه ، ظهور ، دموکراسی غربی ، ظلم و ستم ، شاه خوبانی و منظور گدایان شده ای ، حضرت زینب سلام الله علیها ، دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند ، زن در خانقاه‏ ، حورالعین ، علی اکبر ، امام رضا علیه السلام ، بهشت ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :157
بازدید دیروز :43
کل بازدید :30925
تعداد کل یاداشته ها : 136
3/3/91
11:53 ع
موسیقی

بسم الله الرحمن الرحیم


 


یادم میاد سال 1379 یکی از اساتید در قم به من گفت : خاطره تشرف آیت الله نمازی شاهرودی به محضر پر برکت امام زمان و تعبیر آنحضرت عجل الله فرجه در مورد آیت الله العظمی وحید خراسانی را خدمت ایشان عرض کردم ؛ آیت الله وحید خراسانی بدون اینکه منکر این خاطره بشن لبخندی برخاسته از تواضع زدند و فرمودند : ما که اونجا نبودیم.


خلاصه تشرف آیت الله نمازی شاهرودی از این قراره :



 


آیت الله نمازی شاهرودی در جوانی به قصد تشرف به عتبات عالیات و حج به سمت عراق و از اونجا هم به طرف عربستان حرکت می کنند . جاده های عربستان در آن زمان خاکی بود لذا حرکت اتومبیل های کاروان توام با  گردو خاک بود . از قضا اتومبیلی هم که آیت الله نمازی داخلش بودند آخر کاروان بود و همین باعث می شد که گردو خاک وارد اتومبیل بشه و تنفس رو یه مقدار مشکل کنه. راننده که شخصیت ماجراجویی داشت تصمیم گرفت هر طور شده خودشو به جلو کاروان برسونه تا از شر گردو خاک ( یا به قول ما خراسانی ها « دولخ » ) خلاص بشه. لذا برای اینکه بتونه سبقت بگیره از جاده خارج شد ولی خروج از راه همان و بدتر شدن شرایط و آخرالامر گم شدن تو بیابان همان. طوفان هم باعث شده بود که آثار جاده به کلی محو بشه. بنزین که تموم شد هنوز امیدی بود که با پای پیاده راهشونو ادامه بدن ولی انگار مقدر شده بود که قمقمه ها و مشکها هم با باک خالی اتومبیل همنوا بشن و اونا هم به نشانه همدردی با اتومبیل پر از خالی شدند.  سرنشینهای ماشین موندند و صدای باد که سمفونی مرگ را اجرا میکرد. آیت الله نمازی نقل میکنه : به همراهان گفتم رفقا ظاهرا گریزی از مرگ نیست بنابراین هر کس برای خودش یک قبر بکنه و داخلش بخوابه تا بعد از مردن حرکت شن جسدشو بپوشونه و بدنش طعمه حیوانات و لاشخورها نشه. اما همونجور که قبر میکنید همه با صدای بلند صدا بزنید « یا ابا صالح ادرکنا » . افراد مشغول کندن زمین شدند و سرور کائنات رو به کمک می خواندند که یه دفعه از دور یه عرب بیابانگرد در لباس شتر چران با یه قطار شتر به ما نزدیک شد.



 


مرد اعرابی اومد کنار من  و با عربی فصیح که از یه اعرابی شتر چران بعید بود پرسید: شما ازکجا هستید و اینجا چکار میکنید؟ پس از شنیدن پاسخ ، مرد اعرابی گفت  : برین داخل اتومبیل بشینید،من شما رو به کاروانتون می رسونم ! با شنیدن سخن اعرابی هیبت و عظمت شخصیتش برجان و قلبم مستولی شد و مثل بچه ای که از یک مرد بزرگ حرف شنوی داره بدون اینکه هیچ کدوم از ما یادش بیاد که ماشین که بنزین نداره بلافاصله داخل اتومبیل نشستیم.  اعرابی کنار من نشست و با اینکه صندلی بک نفره بود اصلا احساس ضیق مکان نمی کردم. مرد اعرابی به راننده دستور داد ماشینو روشن کنه و حرکت کنه و بعد هم بی آنکه صدای ماشین دربیاد به راه افتاد گویا اتومبیل معرفتش بیشتر از ما بود و آقا رو شناخته بود که حتی صدای معمولش رو هم قطع کرده بود.  اعرابی در حین حرکت اتومبیل، انگشت اشاره دستشو رو به جلو تکون میداد . من که بخاطر همراهی اعرابی احساس آرامش میکردم و حتی یک لحظه هم در اندیشه هویت این مرد ناشناس نبودم گفتم : در ایران ما برخی از جاده ها آسفالتند و میوه و ارزاق و برکت زیاد است در حالی که در عربستان شما  جاده به این مهمی هم آسفالت نشده و قیمت ارزاق خیلی بالاست. مرد ناشناس گفت : برکت ایران به خاطر ما اهل بیت است ... و به همین منوال من هرچه از اوضاع ایران و راحتی زندگی در انجا نسبت به عربستان میگفتم مرد عرب جواب میداد : این به برکت ما اهل بیت است. ولی باز هم حتی یک لحظه به ذهنم خطور نکرد که آخه این مرد ناشناس کیه که خودشو به اهل بیت نسبت میده؟!! مرد بیابان گرد که حالا ناجی ما شده بود در وسط گفته هاش فرمود : در ایران عنایت ما به علما از جمله آخوند ملا علی همدانی و شیخ حسین خراسانی ( آیت الله وحید خراسانی ) میرسد.



 


من محو سخنان اعرابی بودم که ناگهان چشمم به سیاهی کاروان خودمون افتاد و پس از چند لحظه به نزدیکی کاروان رسیدیم . انگشت مرد اعرابی از حرکت ایستاد و ماشین متوقف شد . وقتی از ماشین پیاده شدیم تا سرمو برگردوندم مرد اعرابی ناپدید شد و مثل آدمی که تازه بیدار شده باشه فریاد زدم این اعرابی آقامون ولیعصر عجل الله فرجه الشریف بود .



 


اگه در زمان پهلوی ایران ما زیر سایه عنایت امام زمان بوده الآن که مبنای قانون شریعت مقدس اسلام هست حتما عنایت امام زمان به ایران اسلامی ساری و جاری است. در زمانی که فواره قدرت به ظاهر بزرگ دنیا آمریکا رو به سرنگونی و افول هست و قوس نزول رو طی می کنه ایران اسلامی ما که پشتوانه قدرتش ایمان و توکل به خداست _ ایمان و توکلی که ماهیتش از جنس فواره های دنیوی نیست که بعد از هر بلندی سرنگونی داشته باشه  _ پله های سربلندی و عزت و رو طی میکنه: از جمله پرتاب ماهواره ساخت داخل با ماهواره بر داخلی در شرایطی که قدرتهای بزرگ دنیا دست به گریبان مشکلات اقتصادی هستند.



 


کشور ما مملکت امام زمان است.



 


  
  
پیامهای عمومی ارسال شده
+ دیروز کنار رودخانه اخلمد (اردوی بچه های مسجد)


+ رضا خان و محمدرضا پهلوی یکی از سیئات اعمال محمدعلی فروغی هستند. گمان نکن تلاش برای به قدرت رسیدن یک جریان، مسئولیتی منقطع دارد.
+ فرق است بین اینکه برای نوشتن دنبال سوژه بگردی و بین اینکه آنچه نیکوست بنویسی. باور کن خیلی وقتها ننوشتن آبرومندانه تر و حتی حکیمانه تر از نوشتن است.
+ جالبتر اینکه در فیس بوک برخی از مدعیان زرتشتی دین مقدس اسلام را به این دلیل که دربردارنده فرامین مقدس جهاد است دینی خشن معرفی میکردند. اما خنده دارتر اینکه این مدعیان دروغین حتی از اصول همان دینی که از آن دم می زنند بیخبرند زیرا حتی در اوستای موجود هم در جاهای بسیاری فرمان داده شده است که از کسانی که خدا را قبول ندارند یا اندیشه ای پلید دارند اعراض کرده و حتی به مبارزه برخیزند


+ جالب است بدانید که در روایات شیعه نظرات متفاوتی در مورد زرتشت ارائه شده است اما اکثر روایات زرتشت را پیامبری الهی می دانند که دینش پس از وی دستخوش تحریف شده است.


+ از بد دیدن خسته شده ام ... زیبای من طنازی کن
+ کاملا واقعی: تابستان 90 شخصی در امارات ادعای پیامبری کرد بلافاصله شخص دیگری از اردن بیانیه داد که: من پیامبری مبعوث نکرده ام !!!
+ ائمه برای ما شیعیان فقط وسیله توسل برای گرفتن حاجت دنیوی نیستند. آنها آمده اند ما را زنده کنند. آمده اند هدایتمان کنند. در لسان عرفا علم و حیات به یک معنا است. لذا اگر می گویند امام رضا علیه السلام عالم آل محمد است یعنی محیی آل محمد است. یعنی شیعیان را زنده میکند. وقتی با امام گفتگو می کنی از او کمتر از آب حیات مخواه


+ تقیه شعار شیعه است اما محدوده تقیه مربوط به فروع دین است، نظیر اینکه امام صادق علیه السلام از بیم آنکه دشمنان تشیع خون شیعیان را نریزند وقت نماز را برای هر یک جداگانه معین میکرده اند تا سبب جلب توجه دشمنان شیعه نشود. ولی در اصول دین و عقاید هیچگونه تقیه ای در جریان نیست. هر گاه اصل دین که توحید و نبوت و معاد و امامت و عدل است به خطر افتد بی مهابا باید از این عقاید دفاع کرد
+ کار به درستی و نادرستیش ندارم اما انصافا قشنگ نوشته خانم سحربانو توی فیدش ... نوشته: کلاغ پـَر...!! نه کلاغ را بگذاریم برای آخر ... نگاهت پـَر .. خاطراتت هم پـَر... صدایت پـَـــر... کلاغ پـَر..!؟؟ نه... جوانی ام پـَر... خاطراتم پــَر ...من هم پــَـــــر ...پــَــــر.. حالا تو مانده ای و کلاغ ؛ که هیـــچ وقت به خانه ش نرسید....!